پیمان مکه برای ریاض فقط یک توافق دفاعی نیست؛ نشانهای از بازچینی موازنه منطقهای است؛ جایی که عربستان بهجای پیوستن به طرحهای امنیتی اسرائیل، ترکیه و پاکستان را فراخوانده و میکوشد جنگ یمن را مهار کند، بیآنکه مسیر تهران را ببندد.
بازدارندگی جمعی؛ انتخاب شرکای خارج از مدار اسرائیل
عربستان در ۵ اکتبر با فعالکردن کمیته راهبردی سیاسی و دفاعی پیمان مکه، نخستین گام عملی را برای تبدیل توافقی سیاسی به سازوکاری امنیتی برداشت. این تصمیم در پی افزایش حملات نیروهای مسلح یمن به فرودگاهها و تأسیسات حیاتی عربستان اتخاذ شد؛ حملاتی که به گفته مقامهای سعودی، تلفات انسانی سنگینی نیز برجای گذاشت. اما اهمیت این تحول فقط در واکنش ریاض به تهدیدهای مرزی خلاصه نمیشود؛ انتخاب شرکای دفاعی، پیام سیاسی گستردهتری دارد.
توافق سهجانبه عربستان، ترکیه و پاکستان در ۷ اوت ۲۰۲۶ امضا شد و بر اساس آن، حمله مسلحانه به هر یک از اعضا، حمله به هر سه کشور تلقی میشود. وزیر دفاع عربستان اعلام کرده است که سه کشور برای فعالسازی بازدارندگی جمعی توافق کردهاند. با این حال، جزئیات پیمان همچنان محرمانه است و هنوز فرماندهی مشترک یا نیروی نظامی دائمی مشخصی ایجاد نشده است.
نحوه مشارکت آنکارا و اسلامآباد نیز نشان میدهد که این ائتلاف هنوز به یک نیروی جنگی یکپارچه تبدیل نشده است. مقامهای پاکستانی تأکید کردهاند که نیروهای این کشور و ترکیه وظایف پشتیبانی و شناسایی را بر عهده دارند و عملیات رزمی همچنان به نیروهای سعودی واگذار شده است. آنکارا نیز به دلیل ملاحظات قانونی و سیاسی، اعزام نیرو برای حمله به یمن را منتفی دانسته است.
با این همه، ریاض اکنون برای تأمین امنیت خود به دو شریک منطقهای متکی شده که هر دو روابط و محاسبات راهبردی مستقلی دارند؛ انتخابی که با طرح نتانیاهو برای ساختن نظم امنیتی منطقه بر پایه مشارکت کشورهای عربی با اسرائیل فاصله دارد.
یمن؛ آزمون واقعی پیمان مکه
نخستین آزمون این توافق، جنگ یمن است. پیشروی نیروهای مسلح یمن در امتداد ساحل دریای سرخ، تهدید بندرها و فرودگاههای عربستان و حملات به زیرساختهای حیاتی، فشار بر ریاض را افزایش داده است. گزارشهای مربوط به حملات اکتبر به فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض، از جمله کشتهشدن افراد و مجروحشدن صدها نفر در حمله ۱۰ اکتبر بر اساس آمار ادعایی از سوی مقامهای سعودی، ابعاد این بحران را برجسته میکند.
واشنگتن نیز از موضع عربستان حمایت کرده است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، پنجم اکتبر اعلام کرد که عربستان در برابر حملات حوثیها «حق دفاع از خود» دارد. با این حال، پشتیبانی آمریکا و مشارکت محدود شرکای جدید ریاض، لزوماً به معنای تضمین پیروزی در جنگ نیست.
مسئله این است که عربستان میخواهد هزینه دفاع از شهرها و تأسیسات خود را تقسیم کند، بدون آنکه ترکیه و پاکستان را بهطور کامل وارد جنگ کند. چنین رویکردی میتواند ظرفیت دفاعی ریاض را افزایش دهد، اما خطر گسترش درگیری را نیز از میان نمیبرد. اختلاف روایتها درباره کنترل بندر المخا و دامنه حملات، نشان میدهد که میدان یمن همچنان متغیری تعیینکننده در آینده این پیمان است.
خط قرمز تهران و محدودیتهای ائتلاف
واکنش ایران نشان میدهد که تهران تحولات پیمان مکه را صرفاً یک توافق دفاعی دوجانبه یا سهجانبه نمیبیند. وزارت امور خارجه ایران پیش از نشست ریاض ابراز امیدواری کرد که گزارشهای مربوط به اعزام نیروهای پاکستانی برای جنگ در یمن صحت نداشته باشد و هشدار داد که مداخله بیشتر، بحران را پیچیدهتر خواهد کرد. رسانههای ایرانی نیز پس از فعالشدن پیمان، آن را با نگرانی از مشارکت ترکیه و پاکستان در جنگ علیه یمن ارزیابی کردند.
با این حال، خط قرمز تهران ظاهراً میان دفاع از تأسیسات عربستان و مشارکت مستقیم در حمله به نیروهای یمنی تمایز قائل میشود. جواد حیراننیا، پژوهشگر ایرانی، به الجزیره گفته است که ایران ممکن است استقرار دفاعی نیروهای پاکستانی را تحمل کند، اما مشارکت آنها در حملات به نیروهای مسلح یمن را عبور از خط قرمز خود بداند.
این تمایز برای اسلامآباد اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا پاکستان همزمان میکوشد روابط خود را با ریاض حفظ کند و کانال میانجیگری میان تهران و واشنگتن را از دست ندهد. ورود مستقیم به جنگ میتواند هر دو مسیر را تهدید کند. بنابراین، پیمان مکه با وجود ظرفیت بالقوه خود، با محدودیتهایی جدی در زمینه مأموریت، دامنه عملیات و میزان تعهد اعضا روبهروست.
فلسطین؛ شکاف میان وعده نتانیاهو و واقعیت منطقه
مهمترین مانع برای پیوستن اسرائیل به ترتیبات امنیتی مطلوب ریاض، همچنان مسئله فلسطین است. محمد بن سلمان در سپتامبر ۲۰۲۴ تأکید کرد که عربستان بدون تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شرقی، روابط دیپلماتیک با اسرائیل برقرار نخواهد کرد. این شرط، فاصله میان محاسبات امنیتی ریاض و سیاست دولت نتانیاهو را آشکار میکند؛ دولتی که احزاب اصلی ائتلافش با تشکیل کشور فلسطینی مخالفت میکنند.
در همین حال، عربستان روابط دفاعی خود را با ترکیه گسترش داده است؛ کشوری که در بخشهایی از فضای سیاسی اسرائیل بهعنوان رقیبی راهبردی شناخته میشود. دیدار مقامهای سعودی و اماراتی نیز نشان میدهد که ریاض، در کنار پیمان سهجانبه، به دنبال هماهنگیهای منطقهای گستردهتر است؛ هرچند اختلافهای ابوظبی و ریاض درباره یمن و نگرانیهای امارات از پیامدهای پیمان مکه همچنان پابرجاست.
تحولات سوریه نیز بُعد اقتصادی این بازآرایی را نشان میدهد. طرحهای ریلی و تجاری پیشنهادی، اتصال بنادر خلیج فارس به مسیرهای زمینی منطقه و سرمایهگذاری در بندر طرطوس، همگی بیانگر تلاش برای ایجاد مسیرهای جایگزین تجاری در شرایط بحران هرمز هستند.
پیمان مکه هنوز ائتلافی با فرماندهی یکپارچه و تعهدات عملیاتی کاملاً روشن نیست؛ اما پیام سیاسی آن روشنتر شده است؛ عربستان میخواهد گزینههای امنیتی خود را گسترش دهد و از وابستگی به یک محور واحد پرهیز کند. در حالی که نتانیاهو از «خاورمیانهای جدید» بر پایه همکاری با کشورهای خلیج فارس سخن میگوید، ریاض در عمل روابط دفاعی خود را با آنکارا و اسلامآباد رسمی کرده است. این شکاف نشان میدهد که نظم امنیتی منطقه الزاماً مطابق نقشهای که اسرائیل ترسیم میکند، شکل نخواهد گرفت.




نظر شما